و عشق ....
همیشه وقتی به آرزوهام رسیدم که دیگه برام ارزشی نداشتند،
به تو اما وقتی رسیدم که برام با ارزش تر شده بودی
همه چی از یاد آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه
۹/۲۲/۱۳۸۸ ۰۹:۳۷:۰۰ ب.ظ. ارسال شده توسط یه فنجون چایی داغ
همیشه وقتی به آرزوهام رسیدم که دیگه برام ارزشی نداشتند،
به تو اما وقتی رسیدم که برام با ارزش تر شده بودی
۹/۲۲/۱۳۸۸ ۰۴:۵۵:۰۰ ق.ظ. ارسال شده توسط یه فنجون چایی داغ
خداوند زن را آفرید...
و خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید.
نه از سر او ، تا بر او مسلط گردد
و نه از کف پای او که لگدکوب و برده ی او باشد.
بلکه از پهلوی چپ او، نزدیکترین نقطه به قلب او آفرید.
تا همیشه در آغوش او باشد و از حمایت او بهره مند.
۹/۱۰/۱۳۸۸ ۱۱:۵۰:۰۰ ب.ظ. ارسال شده توسط یه فنجون چایی داغ
فامیلی سختی دارم که به " لو" ختم می شود روزی که برای مصاحبه در شرکت فعلی که در آن مشغول هستم آمدم قبل از ورود من به اتاق رییس اتفاقی افتادخ بود که بعدها رییس برایم تعریف کرد
رییس :خانم منشی به ....لو بگو بیاد بالا
منشی: آقای رییس اسم ایشون ؟ لو است.
رییس:به ....لو بگو بیاد بالا
منشی: آقای رییس اسم ایشون ؟ لو است.
رییس : خیلی خوب به اون لولو بگو بیاد بالا
رییس و همکاران بعد از شنیدن این قضیه: 




