۱/۰۵/۱۳۸۸ ۱۱:۴۵:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
با کمی تاخیر سلام و نوروز مبارک.
ممنونم از دختر نارنج و ترنج که منو به این بازی قشنگ دعوت کرد.
از قانون مند بودن بسیار خوشم میاد و قوانین زیادی تو زندگیم دارم که
هفت تاشو به نشان هفت سین می نویسم:
اول:وقتی باید سر ساعت جایی باشی راس ساعت اونجا باش
دوم:با هرکی مثل خودش رفتار کن
سوم:بخشنده باش و اون چیزی که دوسش داری ببخش نه اضافات زندگیتو
چهارم:دل و زبونتو یکی کن.یعنیوقتی ازکسی بدم بیاد چهره و زبونم با احساساتم
یکیه ووقتی از کسی خوشم بیاد از جون و دل دوسش دارم
پنجم:زیر کار در رو نباش حقوق میگیری که کار کنی پس زیر آبی نرو
ششم: با شرافت آدما کاری نداشته باش(اینو چند سالیه یاد گرفتم)
هفتم:سعی کن فراموشکار باشی تا بتونی با آدما زندگی کنی.
از دوستای خوبی که لیست پیوندهای وبلاگم هستند دعوت می کنم
تا در این بازی شرکت کنند.
با تشکر
یک فنجون چایی داغ
۱۲/۲۱/۱۳۸۷ ۰۷:۵۲:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
همیشه برای شنیدن آن صدای توپ هیجان داشتم
۱۲/۱۸/۱۳۸۷ ۰۵:۳۹:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
۱۲/۱۵/۱۳۸۷ ۰۳:۳۱:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
دختران و پسران ، همه شادان پایکوبان
هرم داغ آتش ، شعله های خشمناک
پاسبانها همه حاضر، چراغهای گردان
" به گمانم جنگ است "
پسرک چون بازی دزد و پلیس
پرتاب می کند نارجکش را و ...
آسمان می لرزد
می شنوم فریادی
آنطرف تر انگار دختری می گوید
سوختم ، سوختم
و اینجا جشن باستانی ایران من است.
چای نوشت: عذر خواهی مرا بپذیرید من شاعر نیستم هر آنچه به ذهنم آمد نوشتم میدانم که وزن ندارد.
۱۲/۰۵/۱۳۸۷ ۰۳:۳۰:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
اول پیوند های روزانه را مطالعه کنید بعد هی برید رای بدین ، هی برید راهپیمایی
۱۲/۰۳/۱۳۸۷ ۰۷:۲۸:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
من چه میدانستم، دل هر کس دل نیست!!!
"حمید مصدق"
۱۱/۲۹/۱۳۸۷ ۰۱:۳۸:۰۰ ق.ظ.
ارسال شده توسط
یه فنجون چایی داغ
رقاص خوبی شده ام ،
هر ساز که می خواهی بزن!!
چای نوشت۱:این روزها همه به ساز زندگی می رقصند شما چطور؟
چای نوشت ۲: جدیدا" زندگی سازی میزنه که من رقصشو بلد نیستم کسی کلاس رقص خوب سراغ نداره؟